ادبستان

نگاه تو
نویسنده : نفس - ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۳٠
 

** ** صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود، با خودش گفت:
"هییم! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! "و موهاشو بافت و روز خوبی داشت!**
** فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود "هیییم! امروز فرق
وسط باز میکنم" این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت**** پس فردای اون روز
تنها یک تار مو رو سرش بود "اوکی امروز دم اسبی میبندم" همین کار رو کرد و
خیلی بهش میومد !****

*روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!! فریاد زد،ایول!!!! امروز درد
سر مو درست کردن ندارم!*

** **
** **
 ****
** **

همه چیز به نگاه تو بر میگرده !****

--
*خدایا ، ذره ای ، تنها به قدر قطره ای

آن حال دریائی شدن را ، قسمتم فرما

به گلبرگ گل مینا قسم ، راز رضا بودن نشانم ده

بهای مردمان ، آری بهشت پاک خود را ، یادمان آور

خداوندا ، نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ای ، لیکن

به آواز چکاوک های زیبایت قسم

راه سعادت ، پیش پایم نه*