ادبستان

عشق
نویسنده : نفس - ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱٦
 

گفته بودی عشق را
معنی کن
!

قلمت را بردار ،

و کنارم بنشین !

- بنویس ...

تازگی دارد عشق!

عشق ، مثل هوس آبتنی
،

در غروبیست که صبحش
همه بارانی بود
!

تازگی دارد عشق !

مثل بوی خوش آرایشگاه ....

مثل احساس خرید شب
عید
!

مثل گلدان پر از
زنبق روی لبه طاقچه است
...

ـ بنویس ...

عشق ؛ وامیدارد ...

به تو پرخاش کنم !

و تو
از من ؛                      

متنفر بشوی !
... یک لحظه
! ...

عشق ؛ یعنی آنجا ...

که صمیمانه ترین
پوزش را می طلبی
!

عشق ؛ همسایه دیوار
به دیوار دل من ؛ با توست
-

عشق ؛ میخنداند ...

عشق ؛ میگریاند ...

عشق ؛ می آزارد !

عشق ؛ میرویاند ....

ـ بنویس ...

تازگی دارد عشق