ادبستان

آرایه های ادبی
نویسنده : نفس - ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢٤
 
کنایه
 کنایه در لغت به معنای پوشیده سخن گفتن است و در اصطلاح سخنی است که دارای دو معنی دور و نزدیک است . که معنی نزدیک آن مورد نظر نیست اما گوینده جمله را چنان ترکیب می کند و به کار می برد که ذهن شنونده از معنی نزدیک به معنی دور منتقل می شود.
 
نکته: در کنایه الفاظ همه حقیقی اند اما مقصود گوینده معنای حقیقی و ظاهری آن نیست.
نکته: کنایه معمولا در یک جمله یا یک ترکیب به کار می رود .

مثال 1 : هنوز از دهن بوی شیر آیدش.
توضیح: کنایه از این که هنوز بچه است و بارز ترین نشانه ی بچگی همان شیر خوردن است .
مثال 2 : بباید زدن سنگ را بر سبوی.
توضیح: سنگ را بر سبو زدن کنایه از آزمایش و امتحان کردن است.

عباراتی نظیر : دست و پا کردن ، روی کسی را به زمین انداختن ، شکم را صابون زدن ، بند از بند گشودن ، زبان در کشیدن ، عنان گران کردن ، دهان دوختن ، پای در دامن آوردن ، سر زخاک بر آوردن ، دست ندادن ، دست به سیاه و سفید نزدن ، دست روی دست گذاشتن و ...همه کنایه هستند.

تلمیح:

 

این آرایه به معنی اشاره است یعنی در شعر از عبارت هایی استفاده میشود که به ین موضوع آشنا یا معروف اشاره دارد مثلا به یک حکایت /یک آیه از قر آن/یک باور عامیانه و ... یه این بیت از مولانا توجه کنید :
هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش/باز جوید روزگار وصل خویش
این بیت به آیه قران اشاره دارد((انا لله و انا علیه راجعون))

حس آمیزی:

وقتی از بین حواس پنجگانه 2یا چند حس را با هم برای توصیف موضوعی به کار گیریم از این آرایه استفاده کرده ایم برای اینکه بهتر متوجه بشید به ابن بیت از(( محمد علی معلم))توجه کنید:
جان از سکوت سرد شب دلگیر میشد /دل در رکاب ارزوها پیر میشد
سکوت سرد در اینجا ترکیب دو حس شنوایی و لامسه (سردی) است

آرایه ی تشخیص :

این آرایه به معنی شخصیت دادن و جان بخشیدن به اشیا حیوانات و کلا چیزهای بی جان است مثل:
بر دوش زمانه لحظه ها سنگین بود/خورشید و زمین و آسمان غمگین بود
دوش به زمانه نسبت داده شده و غمگین شدن به زمین اسمان که اجسامی بی جانند و در واقع غمگین نمی شوند .این بیت از نصر الله مردانی بود .

آرایه ی مراعات نظیر:

نام دیگر آن " تناسب" است و آن، آوردن دو یا چند کلمه است در کلام که در یک راستا با هم دیگر ارتباط و تناسب معنایی داشته باشند.

مثال:
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو / یادم از کشته ی خویش آمد و هنگام درو

واژه های «مزرع، داس، کشته درو » و همچنین «فلک و مه(ماه)» -----> مراعات نظیر

تمثیل :
در تمثیل، شاعر در یک مصراع ادعایی میکند و در مصراع دیگر با آوردن مثالی قابل قبول، حرف خود را بر کرسی مینشاند. بیشتر، مصراع دوم است که ثابت کننده ی دعوی است.مثال:

آرزو در طبع ِ پیران از جوانان است بیش/ در خزان، هر برگ، چندین رنگ پیدا میکند

ولی گاه مصراع نخست این نقش را برعهده میگیرد:
- ریشه ی نخل کهنسال از جوان افزونتر است/ بیشتر دلبستگی باشد به دنیا پیر را

آرایه ی مجاز :

هرگاه کلمه ای در معنای غیر حقیقی به کار رود و ارتباط آن با معنای حقیقی خود، رابطه ی شباهت و تشبیه نباشد، به آن مجاز گفته می شود.
مثال:
"فنجان را سرکشید." -----> "فنجان" به جای "چای" به کار رفته است و مجاز است.

متناقض‌نما (Paradox)

هر گاه دو مفهوم متضاد رابه هم نسبت دهیم یا آن دو را در یک چیز جمع کنیم آرایه متناقض‌نما شکل می‌گیردو معمولاً معنایی عمیق و پر مغز در پس آن نهفته است

جامه‌اش شولای عریانی است

(عریانی به شولا نسبت داده شده اما شولا نوعی جامه است و ضد عریانی)

هر گاه در یک بیت یا عبارت بین دو مورد (مثل «الف» و «ب»)رابطه‌ای برقرار کنیم و مثلاً بگوییم«الف»، «ب» است یا «الف»، «ب» را آورد و آن را در بخش دیگری از همان بیت یا عبارت بین آن در مورد همان رابطه را برقرار کرده اما جای ان دو را با هم عوض کنیم آرایه عکس شکل میگیرد.
بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
آرایه جناس را باید به دو نوع اصلی تقسیم کرد

جناس تام

هر گاه واژه‌ای دو بار در یک بیت یا عبارت به کار رود و هر بار معنایی متفاوت از آن برداشت شود.
خرامان بشد سوی آب روان چنان چون شده باز یابد روان

(روان در مصراع نخست به معنی جاری و درمصراع دوم به معنی جان و روح است)
جناس غیر تام(ناقص)

هر گاه دو واژه در یکی از موارد آوایی زیر با هم اختلافی جزیی داشته باشند و در یک بیت یا عبارت به کار روند. که انواع آن جناس ناقص، جناس زاید، جناس مذیّل، جناس مرکّب، جناس مفروق، جناس مقرون، جناس متشابه، جناس مطرّف، جناس خط، جناس لفظ و جناس مکرّر هستند که در مرور زمان به دلیل تقسیم بندی زیاد در حال کنار گذاشته شدن هستند.

اختلاف دو واژه در صداهایی کوتاه

کند (به فتح ک، به ضم ک)

اختلاف دو واژه تنها در یک حرف

کمند، سمند

یک واژه،یک حرف، بیش از دیگری دارد.

خاص و خلاص

یک واژه از ترکیب دو واژه دیگر به دست می‌آید.
دل خلوت خاص دلبر آمد دلبر ز کرم به دل بر آمد

دو واژه از نظر آوایی یکسان اما از نظر املایی متفاوت اند

صبا، سبا

اختلاف دو واژه در جابه جایی حروف است

بنات، نبات

 

آرایه ی ترصیع:

ترصیع آن است که تقریبا" تمام کلمات دو مصراع(در شعر) یا دو جمله (در نثر) یک به یک،دو به دو ، سه به سه و .... با یکدیگر هماهنگ و هم وزن باشند.
(چنان چه فقط هموزن باشند --> "موازنه" نام دارد و اگر علاوه بر هموزنی،حرف آخر آن ها نیز یکسان باشد --> "ترصیع" نامیده می شود.)
مثال برای ترصیع:
ما/ برون/ را/ ننگریم/ و/ قال/ را
ما/ درون/ را/ بنگریم/ و/ حال/ را

مثال برای موازنه:
چرخ/ ارچه/ رفیع/ خاک/ پایت
عقل/ ارچه/ بزرگ/ طفل/ راهت

واج ارایی یا نغمه ی حروف:
اگر شاعر با استفاده از یک یا چند حرف (معمولا 2حرف)به بیت ریتم بده به طوری که تکرار این حرف محسوس باشه از این ارایه استفاده کرده به این قسمت شعر باغ بی برگی از اخوان ثالث توجه کنید:
داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید.
اگر دقت کنید واج ارایی واج کسره در این بیت قابل تشخیص و این واج دائما تکرارشده.

سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند
همدم گل نمیشود یاد سمن نمیکند

 

اسلوب معادله:
این ارایه رو شاعر معمولا وقتی استفاده می کنه که می خواد برمو ضوع مورد اشاره اش در کل بیت تاکیدبیشتری داشته باشه و اونو قابل فهم تر بکنه در واقع برای بیان منظورش مثال میاره.و در بیت خواننده متوجه می شه که مصراع اول و دوم در ظاهر هیچ ارتباطی باهم ندارند ولی در واقع مصراع دوم مفهومش معدل مصراع اوله و بر اون تاکید میکنه:دوداگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست/جای چشم ابرو نگیرد گرچه ان بالا تر است

 

آرایه ی تضمین :

هرگاه شاعر یا نویسنده،ضمن سروده یا شعر خود، از مصراع یا بیت یا شعری از شاعران دیگر یا عبارتی از نویسنده ای برجسته یا از آیات و احادیث (به طور کامل و عینا" عربی) استفاده کند تا به سخن خود اعتبار بیشتری ببخشد، به آن تضمین می گویند.

مثال:
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
مـتـحـیـرم چـه نــامـم شـــه مــلـک لافـتـی
را

لافتی (تضمین) ---> لافتی الا علی، لا سیف الا ذوالفقار

 

آرایه ی ایهام:

هرگاه کلمه ای که دارای حداقل دو معنی است به گونه ای در شعر یا نثر به کار رود که هر دو معنا از آن قابل برداشت و در کلام حظور داشته باشد.به آن آرایه ی "ایهام" می گوییم.
بنابراین تعریف ، می توان برای ایهام دو شرط قائل شد:

1-به کار رفتن واژه ای که دو معنا داشته باشد.
2-هر دو معنای آن در کلام قابل برداشت و دریافت باشد.

مثال:
"دی میشد و گفتم صنما عهد به جای آر / گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست"

واژه ی عهد (در مصراع دوم ) دارای دو معنی است:
1-پیمان
2-روزگار

و هر دو معنای آن قابل دریافت می باشد.