ادبستان

تولذت مبارک
نویسنده : نفس - ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱٠
 

ساعت ۳ شب بود که صدای تلفن پسری را از خواب بیدار کرد.

پشت خط مادرش بود.

پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟

 

مادر گفت: ۲۵ سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی؟

                       فقط خواستم بگویم" تولدت مبـــــــــــــارک"

پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد.. 

صبح سراغ مادرش رفت. وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت ولی مـــــــــــادردیگر در این دنیا نبود...

اگر مـــــღــــــادر نباشد زندگـــــــــی نیست

به خورشید فلک تابندگـــــــــــــی نیست

خدا عشق است و مـــــღـــادر کعبه‌ی عشق

به آنان بندگی، شرمندگــــــــــــی نیست


بیایید قدردان" کعبه ی عشق مان "باشیم.


خدایا به آنان که مادر در برشان نیست شکیبایی عنایت فرما

که دردی بس طاقت فرساست.
 و به آنان که مادر دربرشان است . بیاموز که قدردان این نعمت گران بها باشند.