ادبستان

گاهی لازم است ...
نویسنده : نفس - ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۸
 

گاهی لازم است از خانه بیرون بیایی و خوب فکر کنی

ببینـــی باز هم می‌خواهی به آن خانه برگردی یا نه ؟!

گــــــــاهی لازم است از مسجد، کلیسا و ... بیرون بیایی

و ببینی پشت سر اعتقادت چه میبینی ترس یا حقیقت ؟!

گاهی لازم است از ساختمان اداره بیرون بیایی ،فکر

کنی که چه‌قدر شبیه آرزوهـــــــای نوجوانیت است ؟

گاهی لازم است درختی، گلی را آب بدهی،حیوانی را نوازش کنی

غذا بدهی ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هســــت یا نه ؟!

 

گاهی لازم است پای کامپیوترت نباشی ،گوگل و ایمیل و فلان و بهمان

را بی‌خیال شوی،با خانــــــواده ات دور هم بنشینید ،یا گوش به درد دل

رفیقـت بدهی و ببینی زندگی فقط همین آهن‌پاره‌ی برقی است یا نه ؟

گاهــــــــــــی لازم است بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان

محتاج ،تا ببینی در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده ؟!

گاهی لازم است عیسی باشی،ایوب باشی ،

انســــــــــــان باشی ببینی می‌شود یا نه ؟!

و بالاخــــــــــره:

گاهی لازم است از خود بیرون آمده و از فاصله ای دورتر به خودت بنگری

واز خود بپرسی که سالها سپری شد تا آن بشوم که اکنــــون هستم . . .

آیا همیـــــــن منِ امروزیم را میخواستــــــــــم ؟ آیا ارزشش را داشت ...؟!